سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی
مشاعره بلبل و جغد

به جغدی بلبلی گفتا تو در ویرانه جا داری
من اندر بوستان بر شاخه سرو آشیان دارم
بگردان روی از این ویران بیا با من سوی بستان
ببین چندین هزاران سرو و کاج و ارغوان دارم
جوابش داد ای بلبل تو را ارزانی آن گلشن
مرا این بس که ویرانه، مأوی و مکان دارم
اگر ویرانه بد بودی چرا پس دختر زهرا
به ویران می نشستی که غمش آتش به جان دارم
گذشتم از گل احمر پس از مرگ علی اکبر
به دل، داغ غم ناکامی آن نوجوان دارم
تو بر سر، شورش شمشاد و یاس و ارغوان داری
من اندر لانه دل، داغ عباس جوان دارم


+ نوشته شـــده در شنبه 92 دی 21ساعــت ساعت 10:5 عصر تــوسط سلمان فارسی | نظر
برچسب ها: کلید واژه: بلبل و جغد، به جغدی بلبلی گفتا، بیا با من سوی بستان،